ما را یاری کنید در تجسم جهان انسانی . . . . . Help us to imagine the humanity world  

  يكشنبه 14 شهريور 1389
 
 
   
منوي اصلي
صفحه اصلي
بیـوگرافی
تصاویر شخصی
لینـکستان
ایده های نو
تماس با ما
اخـبار
نگـره
مقـالات
گفتـگـو
مصـاحبه
مطـبوعات
سخنـرانی
خبرگزاری ها
در فضای وب
گالری تصاویر
جستجو
 
   
ورود اعضا





رمز عبورتان را فراموش كرده ايد؟
آمار بازدیدها

خبر خوان

 
     
 
صفحه اصلي

زمينه هاي فرهنگي اجتماعي واقعه كربلا
نوشته شده توسط عبدالاحد بهارلونژاد   
02 تير 1387,ساعت 13:10:36

نگاهي به زمينه هاي فرهنگي اجتماعي واقعه كربلا / سال 61 هجري درصحرايي بنام كربلا گروهي از لشكريان با تيغ هاي بركشيده در برابر نواده پيامبر وقليلي از ياران وخاندان او صف كشيده اند . آب بر او وخاندانش بسته اند واو را از هر سو محاصره كرده اند . آنان نماز را به امامت او مي خوانند، ولي كشتن او را اسباب قرب به خداوند مي دانند . خود را پيروان آئين جد او بر مي شمارند واو را سزاوار غارت ؛ چگونه است كه به فاصله ي پنجاه سال امت پيامبر، كمر به قتل وغارت خاندان نبوت بسته اند ؟ ونه تنها از اين عمل خود احساس گناه نمي كنند بلكه اميدوارثواب وپاداش اخروي نيز هستند .

از كدامين كجراهه كار امت محمد (ص) به اينجا رسيده است ؟هفتاد و چند سال پيش آفتاب نبوت به سرزمينی تابيدن آغازيد كه تنها معيار فضل وشرافت درآن شعر و شمشير بود . واز مدنيت چيزي بجز قبايل بدوي كه بواسته هم خوني شكل مي گرفته، نشانه ديگري نميتوان يافت.(1) درتمام قريش تنها 17 نفر ودر اوس و خزرج 12 تن خواندن ونوشتن مي دانند(2) وهنوز هر كدام را از تولد فرزندي اناث خبر مي دهند خشمگين وبرافروخته مي شود . قتل وغارت، تصاحب اموال وزنان وفرزندان همديگروشعر وشراب اسباب تفاخر جماعتي است كه سنگها وسنگ پاره ها را بنام خدايان پرستش مي كنند . پيامبر بزرگوار اسلام درچنين جامعه ای پيام آور يكتا پرستی، عدالت اجتماعي،برابري انسانها ومنادي ارزشهاي متعالي مكتب وحي است. خبراز پايه گذاري تمدن اسلامي مي دهد وعرب باديه نشين را به امتي مقتدر تبديل مي كند . اقتصاد را رونق وسرو سامان مي بخشد، مسجد ها را بنا مي كند ،تعليم وتعلم را وظيفه هرزن ومرد مسلمان بر مي شمارد. و سفرای خود را براي دعوت به كرامتهاي انساني روانه ساير بلاد مي كند. عرب بدوي درپاي مكتب وحی تعاليم عاليه اسلام را مي آموزد وخود معلم بشريت مي شود . 61 سال پس از هجرت پيامبر از مكه به مدينه، اعرابي كه هويت جديد خود را مديون پيامبر رحمتند ، نواده پيامبر را درصحرايي به محاصره گرفته وآب را بروي او بسته اند . بر طبلهاي جاهليت مي كوبند وازاستماع شني كلام حسين امتناع می ورزند . نواي اين طبل وشيپور ها خبر از هبوط دوباره بشر به عصر جاهليت ميدهد . اما چرا ؟ (3)بانوي صبر وشجاعت عقليه عرب حضرت زينب كبري سلام الله عليها درحالي كه آماج غم واندوه است به عاليترين وجه پرده از راز گمراهي بزرگ امت پيامبر بر مي دارد . او بر سر نقش برادرش پس از آنكه جدش را به داد خواهي مي طلبيد چنين مي گويد : بابي من اضحي عسکره فی يوم الاثنین نهبا ؛ پدرم ومادرم فداي اميري كه لشكرش به روز دوشنبه تاراج غارت دشمنان شد . (4)اين تعبير زينب كبري سلام الله عليها واشارت او به روز دوشنبه درحاليكه حادثه عظيم عاشورا درروز جمعه اتفاق افتاده اشارتي است به روز دوشنبه ديگري كه درسقیفه سنگ بناي انحراف امت اسلامي درآن بنا نهاده شد. روزي كه امامت، كه استمرار خط نوراني رسالت بود به خلافت، كه صورت پنهان سلطنت است تغيير يافت وعقده های  ديرين جاهليت سر برآورد . ابوسفيان شادمانه از اين پيروزي به فرزندان بني اميد سفارش كرد كه خلافت را همانند توپي به همديگر بسپارند . ابوبكر پس ازدو سال جلوس بر جايگاهي كه استحقاقش را نداشت به رغم آنكه خلافت بواسطه شوراي سقيفه به او سپرده شده بود آنرا همچون ميراثي به دست عمر سپرد. مردي كه تند خويي او را همه اذعان داشتند. همزمان با خلافت عمر حكومت شامات نيز به معاويه رسيد وكاخ سبز شام پذيراي مردي شد كه احقاد بدريه وحنينيه را درسينه داشت . علي، برغم سفارشات مكرر پيامبر وحادثه بزرگ روز غديروتصريح به ولايت و وصايت امت، ناديده گرفته شد و25 سال سكوت دردمندانه را درحالي كه استخوان در گلو وريگ درچشم داشت تحمل كرد . وآنزمان هم كه به اصرارمردم خلافت را پذيرفت ،آنان را سست عنصر وبی مايه يافت . نزديكترين اصحاب به پيامبر او را به مدارا با دست نشاندگان خلفاي پيشين فرا مي خواندند وهر یک امارت ملكي از سرزمينهاي اسلامي را از او مطالبه مي كردند . اما علي زاده عدالت وفرزند قسط بود وحتي يكروز هم حكم به حكومت فریفتگان دنيا نداد وشادكامي برزگان قبايل را به قيمت تلخكامي ستم ديدگان وفقرا، برخود نپسنديد. به جنگ با ناكثين و قاسطين شتافت وامان از مارقين بريد واينهمه حقد وكينه هاي جاهلي را درسينه ها انباشت . حتي برادرنيز از خلافت علي شيرين كام نگرديد . تنها يتيمان ، زنان بي سرپرست ، ناديده انگاشته شدگان ومحرومان اندك زماني خنكاي عدالت اسلامي را به جان ودل چشيدند . اما اينهمه دولت مستعجل بود وديري نپائيد كه اسلام مقدسين متحجر ،حكم به قتل او صادر كرد واشقي الاشفيا ،به نيت قرب خداوند، مقربترين بنده صالح خدا را درمسجد به خاك وخون كشيد . 5 سال خلافت او، تمامت عمر حكومت آرماني بشريت بود وخاتمه يافت .  بزرگترين عامل بازدارنده تحقق آمال وآرزوهای  بني اميه، از پيش رو برداشته شد. بني اميه ای كه همزمان با دوران دوم خلافت عثمان، بواسطه بذل وبخششهاي او بر مسند ومنصب تكيه اي دوباره زده بودند . پس از آنكه وجود مبارك علي عليه السلام را از پيش رو برداشته بودند خود را از تهديد تعاليم او وخاندانش درامان نمي ديدند. پس مي بايست كاری مي كردند كه علي وخاندانش وتعاليم اسلام ناب، از صفحه خاطر مسلمانان زدوده می شد. موج تبعيد وقتل وغارت شيعيان وطرفداران خاندان امامت آغاز شد، گرچه اين تبعيدها با تبعيد ابوذر واز زمان خلافت خليفه سوم آغاز شده بود . حجر بن عدي بر غم سوگند امان معاويه، بدست او كشته شد .(5) عمرو بن الحمق نيز چنين سرنوشتي داشت.(6) زياد بن سميه به تعبير امام حسين عليه السلام، دوستاران خاندان نبوت را کشت ودستان وپاهاي آنان را بریده آنان را بر تنه درختان به دار كشید .(7) سمرة ابن جندب به هنگام حكومت بصره 8 هزار نفر را كشته وبراي اولين بار زنان مسلمان، از قبليه همدان، را به اسارت گرفته فروخت .(8) بسر بن ارطاة 30 هزا ر نفر را درمدينه ومكه به قتل رساند . وعده اي  را نيز درآتش سوزانید .(9) اما قتل وغارت وتبعيد به تنهایی كافي نبود آنچه از همه مهمتر مي نمود اين بود كه عوام نام علي را به نيكي نبرند؛ خاندان پيامبر وجاهتي نداشته باشند و فرمان معاويه حكم خداوندي محسوب شود وچنين اتفاقي غير قابل تحقق بود مگراينكه اذهان عمومي بر اساس پايه اي از اقدامات رواني، اجتماعي وفرهنگي استعداد پذيرش وتبليغ چنين انديشه اي را داشته باشد . كانون تئوريك توجيه اقدامات دستگاه بني اميه را مي بايست درانديشه مرجئه جستجو كرد . انديشه اي كه تنها ايمان به خداوندرا كافي مي دانست وگناهان را موجب مخلد بودن انسان در جهنم بر نمي شمرد . به نظر ويليام مونتگمري وات : اينگونه طرز تفكر درزمينه سياسي به اين نتيجه گيري منجر مي شد كه خلافت اموي با همه معاصي وگناهانش از جانب خدا تصور شده است ومسلمانان نبايد با آن مخالفت كنند .(10) درمورد حجر بن عدي شريح بن هاني بر پايه چنين انديشه اي مي گويد: شهادت مي دهم كه حجر نماز را برپا مي مدارد، زكات را مي پردازد وامر به معروف ونهي از منكر مي كند، مال وخون او حرام است، مي خواهي او را بكش ومي خواهي رهايش كن " (11)  همچنين ابن العربي درشهادت حجر بن عدي نيز گفته است: هر كه را امام برحق بكشد، به حق كشته است .(12) عبيدالله ابن زياد نيز دركوفه گفته بود : اعتصموا بطاعة الله وطاعة ائمتكم ولا تخلفوا ولا تفرقوا وتذلوا وتقتلوا ؛(13)  و نیزبر پايه چنين تفكراتي معاويه گفته است : الارض لله وانا خليفة الله فما اخذ من مال الله فهولي وما تركت منه كان جائزا الي .(14)جعل خبر وحديث وسب علي وخاندان او از ديگر اقدامات رواني وسياسي دستگاه اموي است؛ كه قصد برچيدن آثار وخاطرات علي عليه السلام از جامعه اسلامي را داشتند. مغيرة ابن شعبه، والي كوفه ،گويا وظيفه اي مهمتر از سب علي عليه السلام دركوفه نداشته است. گفته مي شود خطيبي كه درختام سخن سب علي وخاندانش را فراموش كرده بود درميان راه، به ياد مي آورد كه اين موضوع را فراموش كرده، سجده شكر بجا مي آورد وهمانجا علي عليه الاسلام را سب مي كند وبواسطه لطف خداوندي كه شامل حالش گرديده واين فريضه به ياد او افتاده مسجدي بنام ذكر درانجا بنا مي نهند . تا حدي دراين امر اصرار ورزيده شده كه مردم از ذكر نام علي اجتناب وهرگاه كه لازم بوده با القاب ابو زينب وشيخ، از ايشان ياد كرده اند . براي مردم كافر يا ناصبي شناخته شدن بهتر از آن بوده كه شيعه ودوستدار علي عليه السلام شناخته شوند . بواسطه احاديثي كه جعل شده بود دستگاه اموي به نشر فضايل درحق خلفاي پيشين و وهن علي عليه الاسلام پرداختند : سمرة ابن جندب درازاي 400 هزار درهم حديثي جعل كرد كه آيه ( من الناس من يعجبك قوله في الحتوه الدنيا ويشهدالله علي في قبله والدالخصام واذتولي سعي في الرض ليفسد فيها ويهلك الحرث والنسل والله لايحب الفساد ) سوره بقره آيات 204 – 205 درباره علي است وآيه بعد:( ومن اناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله والله رئوف بالعباد ) آيه 207سوره بقره درحق ابن ملجم است .(15) بدستور معاويه احاديثی جعل ودر حق خليفه سوم نشر يافت وبه واليان حكومتها ابلاغ شدكه تبليغ شود؛ پس از مدتي بقدري دراين امر ياده روي شده كه طي دستور ديگري معاويه اعلام كرد كه ديگري بس است ومقداري هم درمورد ساير صحابه حديث جعل شود . احمد امين، از ابن عرفه نقل مي كند كه بسياري از احادیث در شان صحابه در دوران بني اميه ساخته شد . در كنار اقدامات رواني كه دستگاه بني اميه براي دراختيار گرفتن افكار عمومي انجام مي داد؛ تطميع بزرگان ومتنفذين قبايل وطوائف نيز فراموش نمي شد. معاويه درمدينه پس از محاجه با ابن عباس، مبلغ 5هزار درهم براي او فرستاد؛ به محدثيني هم كه منقبت خلفاي پيشين وبعضي از صحابه يا جعل حديث مي نمودند حقوق ويژه مي پرداخت . براي سپاهيان شام كه قريب به 60 هزار نفر بودند سالانه 60 ميليون درهم مي پرداخت . برخي از آنان را هم به حكومت سرزمينهاي اسلامي بر مي گماشت . بدين ترتيب بني اميه بوسيله ارعاب ،قتل ،غارت وتبعيد دوستداران علي عليه السلام وتطميع بزرگان وسران قبايل وتحريف حقايق وجعل احاديث ،فضاي احتناق، تزویر و ريا رابر جامعه اسلام حاكم نموده بود. (16)  درترسيم اوضاع فرهنگي حاكم بر آنزمان علی عليه السلام چنين مي فرمايد : واعلمو رحمكم الله، انكم في زمان،القائل فيه بالحق قليل وللسان عن الصدق كليل واللازم للحق ذليل اهله معتلفون علی العصیان، مصطلحون علي الاوهان، فقاهم عارم وشائبهم آثم وعالمهم منافق وقارنهم ممذوق ولايعظم صغير هم كبيرهم ولايعول غنيهم فقيرهم ... (17) ودر جای دیگری می فرمایند: فان هذا الدين كان اسيراٌ في ايدي الاشرار يعمل فيه بالهوي وتطلب به الدنيا .(18)اما آنچه از همه مهمتر بنظر مي رسد سكوت، مصالحه و مماشاتي است كه علماي دين ومتنفذين دربرابر ستم وجور وجفاي بني اميه روا داشته اند . امام درخطبه اي كه درمني ودر جمع علما وبزرگان قبایل جامعه اسلامي ايراد فرمودند، بدين موضوع اشاره كرده وتصريح نمودند كه طمع به مقام ومنصب دنيا وترس از مخاطرات دفاع از حق و بیم از دست دادن آنچه بدست آورده اند، موجب گرديده كه انها به تكليف الهي خود عمل نكنند ودر برابر ظلم وفساد معاويه وبي اميه سكوت كنند . (19) چنين جامعه اي كه عوام بواسطه تحريفات گوناگون، سردرگم وعلما و  خواص  بواسطه بيم وطمع از اعلام حقايق امتناع مي كنند؛ آنچه البته روي مي دهد، تعطيل احكام دين واستيلاي حكومت جور وظلم دربلاد اسلامي خواهد بود واگر نبود غيرت وشجاعت وخون سرخ اباعبدالله الحسين (ع) به يقين فاتحه اسلام خوانده شده بود وامروز ديگر نشاني از تعاليم عاليه اسلام نمی ماند .

 پینوشت:

1-  رک . کلام امیرالمومنین علی(ع) در توصیف جامعه حاهلی عرب پیش از بعثت/ نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی (سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامی ،1370) ص26

همچنین گزارش طبری از وضعیت زندگی اعراب  پیش از بعثت/ محمد ابن جریر طبری ،تفسیر طبری فجلد 4،ص25

 2- الصحیح من سیرةالنبی (ص) مرتضی،حعفر ج 1 ص 49

3- امام باقر علیه السلام  می فرمایند : همانا مردم بعد از ارتحال رسول خدا به [وضع] اهل جاهلیت برگشتند./ بها الدین خرمشاهی،دائرةالمعارف تشیع ،ج5،ذیل واژه جاهلیت ،ص284 ،به نقل از محمد بن یعقوب کلینی،کافی، ج8ص 296

4- لهوف، سیدبن طاووس

5- علامه سید محسن امین،اعیان الشیعه(بیروت،دارالتعارف،بی تا)ج1،ص583

6- همان

7- همان

8- طبری،تاریخ طبری ، ج4،ص176و177

9-  شرح نهج البلاغه، ج11،ص44

10- مونتگمری وات ،فلسفه وکلام اسلامی،ترجمه ابوالفضل عزتی(تهران،انتشارات علمی وفرهنگی،1370ش)ص47و48

11- ابی الفرج الاصفهانی،الاغانی،(بیروت دارالکتب العلمیه،1407ق)ج 17،ص153

12- ابن العربی،العواصم من القواصم(قاهره،بی نا،1405ق) ص29

13- طبری،تاریخ طبری ، (بروت،موسسه الاعلمی،بیتا) ج4،ص275

14- الغدیر،ج8،ص78

15- شرح نهج البلاغه، ج4،ص73

16- از طلایه داران جعل حدیث می باید از،ابورفیه تمیم بن اوس الداری(مسیحی مسلمان شده) و ابواسحاق کعب بن مانع(یهودی به اسلام گرویده) وپس ازآنان ازعمروبن عاص، سمرة بن جندب،ابوهریره،عروة بن زبیر و مغیرة بن شعبه نام برد

17- نهج البلاغه صبحی صالح،خطبه232،ص354

18- همان ،نامه 53،ص42

19-خطبه منای ابا عبدالله الحسین(ع)

 
< بعد   قبل >
 
   

  Advertisement

   
 
پر بيننده ترین مطالب

 
آخرين مطلب منتشر شده

 
 
 

Powered By Joomla! And Translation By Joomfa Team     Designed & Supported by EDT Team